تبليغاتX
داستانه های هامبورگی - غرض نقشی ست کز ما جای ماند .....
غرض نقشی ست کز ما جای ماند ..... سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 4:48
 

این « آقا یا خانم دکتر نقطه ( . ) » از آسمان آمد ، ویراژی داد ، یک مقدار مزاحمت ایجاد کرد و فرصت و وقت من و شما رو گرفت .. افکار چرند و کثیفش را روی صفحه ی مونیتور ریخت و رفت ... گورش را گم کرد ....


و بعد از این دیگر حرف ها و نوشته هایش ایگنور با یک کلیک پاک خواهد شد ... اما در کل ، به کوری چشم این « دکتر نقطه بعد از این » ، این هفته کلی برنامه های خوبی برای خودم گذاشتم :

  • ورزش در استودیو چهار بار در هفته، و هر بار بطور متوسط حداقل 4تا 5 ساعت بعلاوه ی هر بار سونا ..

  • حداقل چند بار عصا بازی در جنگل ، هر بار بین یک تا دو ساعت هر بار

  • تمرین های شکم و نرمش و ایروبیک ، بر روی دستگاه ، در آپارتمان هر روز دو سه بار و هر بار حداقل نیم تا یکساعت ...

این از ورزش ... هم زمان ...

  • خوردن میوه ... بجای آت اشغال های مختلف به جای غذا

  • و در کل رعایت معیار ها ی تغذیه ی درست ...

  • و ....

و در این ارتباط حداقل بطور مستقیم دو تا سه کیلو سبک تر شده ام ولی از نظر هیکل خودم واقعا میبینم که فرق کرده ام ... لباس هایم از تنم می شررد ! تسمه ی کمرم دو بند عقب تر کشیده میشوند ... و پیه و چربی هایم شل و این جا و آنجا ریخته اند ....


از نظر رابطه و غیره ... یک عده دوست خوب و نازنین و مهربان و قابل اعتماد دارم ...

فرشته و آزاده ... و مهتاب تو ورزش ...

دختر دائی و چند تا نخود کشمش توی نت ...

با یک گروه دویست سیصد نفری همشهری هم در آن وسط مسط ها سلام علیکی دارم و ...

برایم جالبند که با هشان در ارتباط نزدیک و با خبر بودن از هم و با هم باشم ...

نقش مشوق بودن برای دو سه تا دختر های ، یکی از یکی دیگر بهتر گلم ، و همراهی رفیقانه با چند تا بانو و آقا ی استثنائی در دنیای مجازی ...

موفق بودن در برنامه های کاری و شغلی ... که در جهت « خدمت به خلق رسانی عملی » دنبال می کنم انرژی دلگرم کننده ی فوق العاده ای به من میدهد ...


رابطه های شخصی ام فعلا روی فتیله ی پائین خودش است ...


گوش کردن به موسیقی کلاسیک ... رپ و متال ....


مطالعاتم فعلا بیشتر دور میزند در مباحث مربوط به بحران های سنی و دوران یائسگی مردان ( پنجاه به بالا ) ...


کار در رابطه با هوسپیتز و خاکسپاری به حداقل کامل رسیده است ...


میخواهم برای خودم به یک باز نگری و برنامه ریزی پنجساله ی آتی ام برسم ...


فاز عقب نشینی فعلی ام هم در همین چها رچوب است ...


...........

فعلا این من هستم .. این شهر و این آدمها ... اینجا و در این نقطه .....

نقطه حداکثر تا بحال آمده ام ...

نقطه ی فعلیم ....

و نقطه ی آغاز از حالا به بعدم ...

نقطه ی آغازم ....


فعلا هر چه پشت سرم است .... خط روش ... باشه !!

باشه !

 

پس بیا یک فال بگیریم

باشه ..!.

سعدی میگه :

بماند سالها این  نظم و ترتیب  /  ز ما  هر ذره خاک  افتاده جائی

غرض  نقشیست کز ما باز ماند /  که هستی را نمی بینم بقائی  

مگر صاحبدلی  روزی به رحمت /   کند در کار درویشان  دعائی  

وووواااااییییی !

پس به سلامتی! ...


نوش !


نوشته شده توسط علیرضا بلاغی  | لینک ثابت |