پیر گردیده ام و ذوق جوانی دارم
گلشن عشق بدل ، رنگ خزانی دارم
آرزو عیب مگیرید بر این موی سپید
زیر خاکستر خود شعله نهائی دارم
....
درباره ی این آقا یا خانم نقطه (!) ی بی چاک و دهن و نیز در مورد تیز و دراز زبانی و سلیطه گری هایش بدون هیچ سر سوزنی تغیر نظرم را نوشتم ... ولی او باز هم با بی شرمی و بی حرمتی و بی تربیتی تمام باز هم یاوه ها سرائید ...
این بار برای تکمیل نمایش نمونه ای از شیوه ی رفتاری از این نوع آدمها ، در ویترین موزه ویلاگم ، این افاضات و مزخرفات تازه ی ایشان را ، که نشان دهنده ی شخصیت واقعی این قبیل افراد کم نظیر می باشد ، را به عنوان قسمت چهارم از سری نوشته ها ی توهین آمیز شان بدون تفسیر اضافی میگذارم همانحا در قسمت نظرات قسمت پیشین بماند ! ...
اینبار فقط در جواب به ایشان خاموش می مانم ..
و بجای های و هوی هایش سکو ت اختیار می کنم ...
فقط اشاره می کنم :
در صورت دریافت دانشنامه تان ، که مطمئن هستم خواهید گرفت اگر با دقت متن های مرا بخوانید و بفهمید و درک کنید و ازشان بهره ببرید و بکار ببندید ، حتما حتما هم بدون شک خواهید هم گرفت ، فراموش نکنید که موفقیتتان را به چه کسی مدیون بوده خواهید ماند ... !
نترس ! درصد و پورسانت و رانت نمی خواهم ... فقط اگر آن موقع رویت شد و جرات داشتی بگو که بوده ای ....تا بسلامتی موفقیتت یک پک بزنم ! اوکی !!!!
هر موقع گیر کردی باز هم بیا ، سری بزن ، در خدمت حاضرم ....
پیشاپیش خودم لقب " ( خانم یا آقای) دکتر نقطه " ! بهت میدهم ....
با امید موفقیت شما خانم یا آقای " دکتر بعد از این " عزیزم !!!!!
بسلامتی !
نوش !
قربون اون نقطه اش برم ....
هه هه هه .....
عجب حالی کردم باهاش .....
وووووواااااا ییییییییییییییی !!!! چی سلیطه هائی پیدا میشن ... ....
