تبليغاتX
داستانه های هامبورگی - اونی که بما نریده بود ایشون بودن : آقا یا خانم نقطه ریزه ! ( قسمت سوم )
 

قسمت  های  قبلی

قسمت اول

قسمت دوم

 

پرده پنجم :

خامسا با اینکه مامانم بهم گفته بود که باید احترام سن و سال و موی سفید بزرگترها رو نگه داشت با اینحال من اینها رو نوشتم [ کار بد و زشتی کردی ! مواظب باش مامانت نفهمه ! دعوات کنه ! ... فکر نکردی وقتی ببینه به حرفش گوش نکردی خدای نکرده زبونم لال سکته کنه بمیره ! حالا سلیطه بازی در آوردی و مرز احترام رو شکوندی و برای خودت دیگه هر چی لیچار بود از دست و دهان مبارکتان نثار ما فرمودید و هر چی که میخواستی گفتی ... خوبه من اهل چغولی موغولی نیستم ... اگر نه به مامان خانم اصیلت می گفتم که چی گفتی .... تا فلفل بریزه لای انگشتات .... تا دیگه به بزرگتر از خودت بی احترامی نکنی ! ] چون اعتقاد دارم پیرمرد شصت ساله ای که شعورش در حد یه بچه 6 ساله است، از نظر روانی کاملا مریضه ، سادیسم جنسی داره، یه شکارچی کثیفه که مدام به اسم پدر و برادر و پسرخاله بودن در حال فریب دادن زنها و دخترهای مردم لایق احترام نیست [ اهه ! این آقا یا خانم نقطه ! دکتر روانکاو هم هستند ولی تشخیص شون غلطه ! .... عزیزم من ، من تقریبا دو درصد رگه مازوخیستی ... و نیم درصد دپرسیون خفیف دارم ... و یک مقدار هم ( در گوشی بهت می گم باز شیپورش نکنی نقاره بزنی ! ) یک مقدار خیلی کم هم زن فوبی دارم ! وخیلی از زنهای گیر بده رو در هیبت لاشخور میبینم که به من حمله می کنند ... ! اینو گفتم تا روشن شه تشخیصتون قلابیه ... نکنه شماه هم دکترا تون رو از کمبریج ! گرفتین !] و بالاخص نیت پلیدش باید برای دخترها و زنهای معصوم فاش بشه [ خوب یک مرتبه بگو که ضد انقلاب هستم و جزو نیروهای سر سپرده دشمن و اراذل و اوباش و ستون پنجم و ..... ..... و قصد براندازی دارم .... تا ....

خدا مرگت بده بیمعرفت همه چیز به من میخوره الا همین که گفتی ! برو دستاتئو آب بکش !

بابا فعلا که میبینی دارم دو سه اسبه از گیر ازدواج و زن و دختر و .... اناث و غیره در میرم ... اینقدر به من از این حرفها نزن ... تازه منکه یکی از اون مردهام که میگم کمپین یک میلیون امضا را باید هفت هشت بار امضا کنم ... حالا دیدی کی چه وصله را درا به کی میزنه ! آقا یا خانم یه نقطه !؟؟؟ ]


پرده ششم :

و در آخر اینکه برات متاسفم [ حالا نمی خواد قربون صدقم بشی و دورم بگردی و فدام بشی ! ] و و توصیه میکنم >


اول دنبال زنهای مردم اون هم زنهای سالم و حسابی امثال من [ هی این وسط نرخ تعیین کن ! ] افتادن رو ول کنی . [ لا الا لا لا ! هی بازار گرمی کن ! ] چون من و امثال من خوب بلدیم مردهای هرزه رو چطور سرجاشون بشونیم. [ با پاچه ور مالیدن و ترق ! تورق ! چاقو ... خنجر ... فحش ! ... ]
با وصله چسبوندن هم به جایی نمیرسی [ دیگ به شیشه میگه روت سیاه ! ] چون طلا که پاکه [ هی بابام هی آقا یا خانم نقطه ریزه ! بی انصاف آخه نرخ رو نبر بالا .... شاید یکی دیگه مشریت بشه ... با بعدا تخفیف هم میدی !!! ] چه منتش به خاکه.

دوم اینکه حتما خودت رو به یه روانپزشک نشون بده. تو یه بیمار روانی هستی. [ چشم حتما ... از دست شما ها باید هم برم ... وقت بگیرم ؟ برای کی ؟ دکتره زن باشه یا مرد ؟ آلمانی یا خارجی ؟ ... واقعا جالبه یکی میگه برو دکتر نشون بده خودت رو چرا از زنها در میری ! این چغلی نقطه میگه برم دکتر بگم ... برم چی بگم میسسیز یا مستر نقطه ! ]

و سوم اینکه خوشحالم که حدسم در مورد تو درست از آب دراومد و به موقع دمت رو قیچی کردم.

[ حدس ؟ چی حدس زده بودی ! غیب گوئی می کنی ! حدس میزنی ! بر چسب میزنی ! ... دروغ میگی ! فحش میدی ! سلیطه بازی در میاری ! گرون هم حساب میکنی ... قیچی هم دستت گرفتی ! مواظب باش .... من دم نداشته و ندارم ... کسی هم قیچی اش نکرده ... ببینم نکنه اصلا عوضی گرفتی بچه ؟؟؟؟؟؟ ]

[
چهارم ؟ ] کیشوند هم به خودش مربوطه که جوابت رو بده. هر چند که تو لایقش نیستی.



[ پنجم ؟؟ ] من هم فقط دلم برای دخترهای دیگه سوخت و نوشتم تا حواسشون رو جمع کنن که با کی طرفن. [ کاش اقلا یک نشونی میدادی ببینم خودم با کی طرفم !!!!!! اصلا ... ]....

گو اینکه برات کاری نداره همه اینها رو حذف کنی که چهره کریه و نیت پلیدت پشت نوشته هات پنهون بمونه.[ نه بابا چرا پاک کنم .... یک سوژه بهم دادی ... کلی حال کردم ... کلی بهانه دادی برای نوشتن ! ... قربونت برم ... کاش آدرسی چیزی میذاشتی تا بتونم با هات به بحث زیبا یمان ادامه بدهیم ...

من که حال کردم تو چی ؟؟؟؟؟؟]



پــا یـــا ن


همرا ه با موزیک متن فیلم قیصر ....


میبینین دوستان ! من هم از این گیر دادن ها بی بهره نیستم

 

نوشته شده توسط علیرضا بلاغی  | لینک ثابت |