از قدیم گفته اند ...
وقتی میخواهی زن بگیری به خانواده اش نگاه کن ...
کاملا درست است ... مثلا در رابطه با این دخترک بزن بهادر عصبی !.........
مادر فرمانده ی ، ننه قمر خانمی ... خود بخود دختری مثل خودش را تربیت می کند ... بزن بهادر ، پر توقع ، پر رو ، خود خواه و ...
پیه اش به تن من هم خورد ...
بدبخت شوهرش که در عرض این چند ساله بجای همسر یک زن اخمو تخمو ی ... فحاش و بد دهن و دائما قهر ... گیرش آمده است ... دوست میخواسته ، بلا ی جان نصیبش شده ...
دلم برای معصومیت بچه شان میسوزد ...
من خودم شخصا معتقدم زن و مرد میتواند، و در یک رابطه ی همسری موظفند و باید از قدرت های هم استفاده کنند تا نه تنها جبران کمبود های هم را بکنند بلکه همدیگر را تکمیل کنند ...
ایشان اما با ایجاد بد بینی و دامن زدن به اختلاف ها و تشدید و تاکید بر روی آنها در سطوح و خواسته و رفتار ها و .. آپارتمان و محل زندگیش ( آشیانه ی گرم خانواده !!) را ، همانند مادرش ، به صحنه ی تو سر همدیگر زدن و نزاع و جنگ تبدیل کرده است ... آنهم نه به منظور مبارزه برای بهبود بلکه برای تخریب و داغان کردن مردش را پائین کشیدن و له و لورده کردن ... تکلیف رومانس و ممانس را هم که دیگه معلومه ... بقول معروف این رفتار ها اصلا میخوابونه ....
منو بگو که دلم خوش بود ...که گفتم : «... انرژی باید برای بهتر شدن شرایط و امکانات بکار گرفته شود تا موتور زندگی بیشتر و راحت تر بچرخد ... و آنگاه در پناه موفقیت های بیرونی ، در کانونی از اعتماد و شادی و به استراحت و آرامش و پرورش کودک مشترک بر آیند ! ....» ...
چه میشود کرد بعضی ها متاسفانه خودشان تیشه به ریشه ی خودشان می زنند ...
....................
پس نوشت
۱. نوشتن این ( و یا خواندن این پست ) عکس العمل یکی از سلیطه ها را بر اانگیخت و او را مجبور کرد که به طور ناشناس و با استتار و مخفی کردن خودش به زیر یک نقطه (!) ، یک چند عدد تا فحش ناموسی به ما بدهد و چند تا لنتر هم بما بگوید ... نمیدانم ایشان زن بوده و یا مرد ولی برایش یک نامه تشکر آمیز در پست زیر برایش نوشتم کلیک کنید ! ) ...
۲. کیشوند ، حسود عزیز ، مبارکت باشد !....

