تبليغاتX
داستانه های هامبورگی - سلیطه ها....
سلیطه ها.... شنبه بیست و ششم مرداد 1387 12:44
 

 

از قدیم گفته اند ...

وقتی میخواهی زن بگیری به خانواده اش نگاه کن ...

کاملا درست است ... مثلا در رابطه با این دخترک بزن بهادر عصبی !.........

مادر فرمانده ی ، ننه قمر خانمی ... خود بخود دختری مثل خودش را تربیت می کند ... بزن بهادر ، پر توقع ، پر رو ، خود خواه و ...

پیه اش به تن من هم خورد ...


بدبخت شوهرش که در عرض این چند ساله بجای همسر یک زن اخمو تخمو ی ... فحاش و بد دهن و دائما قهر ... گیرش آمده است ... دوست میخواسته ، بلا ی جان نصیبش شده ...

دلم برای معصومیت بچه شان میسوزد ...


من خودم شخصا معتقدم زن و مرد میتواند، و در یک رابطه ی همسری موظفند و باید از قدرت های هم استفاده کنند تا نه تنها جبران کمبود های هم را بکنند بلکه همدیگر را تکمیل کنند ...


ایشان اما با ایجاد بد بینی و دامن زدن به اختلاف ها و تشدید و تاکید بر روی آنها در سطوح و خواسته و رفتار ها و .. آپارتمان و محل زندگیش ( آشیانه ی گرم خانواده !!) را ، همانند مادرش ، به صحنه ی تو سر همدیگر زدن و نزاع و جنگ تبدیل کرده است ... آنهم نه به منظور مبارزه برای بهبود بلکه برای تخریب و داغان کردن مردش را پائین کشیدن و له و لورده کردن ... تکلیف رومانس و ممانس را هم که دیگه معلومه ... بقول معروف این رفتار ها اصلا میخوابونه ....


منو بگو که دلم خوش بود ...که گفتم : «... انرژی باید برای بهتر شدن شرایط و امکانات بکار گرفته شود تا موتور زندگی بیشتر و راحت تر بچرخد ... و آنگاه در پناه موفقیت های بیرونی ، در کانونی از اعتماد و شادی و به استراحت و آرامش و پرورش کودک مشترک بر آیند ! ....» ...

چه میشود کرد بعضی ها متاسفانه خودشان تیشه به ریشه ی خودشان می زنند ...

....................

پس نوشت 

۱. نوشتن این ( و یا خواندن این  پست )  عکس العمل یکی از  سلیطه ها  را بر اانگیخت  و او را مجبور  کرد که  به طور ناشناس و با استتار و مخفی کردن خودش  به زیر یک  نقطه (!) ،  یک  چند عدد تا فحش  ناموسی به ما بدهد و  چند تا  لنتر هم بما بگوید ...  نمیدانم ایشان زن بوده و یا مرد ولی  برایش یک نامه  تشکر آمیز در پست زیر برایش نوشتم کلیک  کنید ! ) ...

۲. کیشوند ، حسود عزیز ، مبارکت باشد !....







نوشته شده توسط علیرضا بلاغی  | لینک ثابت |