تبليغاتX
داستانه های هامبورگی - یک اشاره و تذکر ... تائیدی و تکمیلی ...
یک اشاره و تذکر ... تائیدی و تکمیلی ... یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 17:7
 

در ارتباط با پست قبلی این یاد آوری را هم  نوشتم ..

 

« .... روی سخنم با این چند نفری است  که گیج و متحیر مانده بودند  که  این مرد کیست و چرا اینکار ها را در حق شان دارد بی هیچ چشمداشت  انجام میدهد ....

و نیز  خطابیه ای است  به آن کسانی که با ناباورانگی  ساده دلانه شان با هزاران بدبینی و بد دلی و  شکاکیت موفقیت های ثمربخش فعالیت های اجتماعی خیر خواهانه ام  را دنبال می کنند و نمی توانند چرایش را  برای خودشان  هضم کنند ...

دوستان و نا دوستان ...

سی چهل سال است  که در تماس با خیلی از آدم ها ...  از همه جنس و سن و نژادی )   میبینم که فقط با رسیدن به درک ساده ی اصل پذیرش اصالت فرد ( خود و دیگران )  و عمل کردن به آن در همین راستا ، به همآهنگی با خود دست یافته ام و موظف میدانم  خودم را ، که با قدرتی خود جوش و پرتوان به رستگاری دیگران هم ، در همان سطح توان کلامی  و قلمی و قدمی و ... کم خود ، یاری برسانم ...  باشد که مفید و کار ساز و  مثمر ثمر واقع شود ....

 ادامه ی مطلب در این جا  

 

 

 

نوشته شده توسط علیرضا بلاغی  | لینک ثابت |