در ارتباط با پست قبلی این یاد آوری را هم نوشتم ..
« .... روی سخنم با این چند نفری است که گیج و متحیر مانده بودند که این مرد کیست و چرا اینکار ها را در حق شان دارد بی هیچ چشمداشت انجام میدهد ....
و نیز خطابیه ای است به آن کسانی که با ناباورانگی ساده دلانه شان با هزاران بدبینی و بد دلی و شکاکیت موفقیت های ثمربخش فعالیت های اجتماعی خیر خواهانه ام را دنبال می کنند و نمی توانند چرایش را برای خودشان هضم کنند ...
دوستان و نا دوستان ...
سی چهل سال است که در تماس با خیلی از آدم ها ... از همه جنس و سن و نژادی ) میبینم که فقط با رسیدن به درک ساده ی اصل پذیرش اصالت فرد ( خود و دیگران ) و عمل کردن به آن در همین راستا ، به همآهنگی با خود دست یافته ام و موظف میدانم خودم را ، که با قدرتی خود جوش و پرتوان به رستگاری دیگران هم ، در همان سطح توان کلامی و قلمی و قدمی و ... کم خود ، یاری برسانم ... باشد که مفید و کار ساز و مثمر ثمر واقع شود ....

